دلتنگی که منو کشت..

دلتنگم،

دلتنگ یک رابطه ی عمیقِ دوست داشتنیِ همیشگی..

از رفتن و تنها ماندن می ترسم..

انقدر که نخواهم در هیچ رابطه ای باشم تا ترس رفتن و خرد شدن احاطه ام کند...

کاش برای من هم هر رابطه به مثابه یک تجربه بود و بس...

غمگینم این روزها...

اندوهناکِ یه آینده ی نامعلوم...

اندوهناک تجربه ی شکست های جدید و طعم تلخِ دلتنگی و تنهایی...

/ 0 نظر / 7 بازدید