احساسشو می کشتم . . .

شاید قبلاً نوشته باشم این شعرو اما،

باید دوباره بنویسم...

دوباره بنویسم،تا تو بخونی...تا تو،بدونی...

 

 یه روز تو زندگیم بودی...

 همینجا رو به روم بودی...

 اما آرزوم نبودی...

 فک می کردم از آسمون...

 باید بیاد یه روزی اون...

 تا آرزوم بشه تموم...

 یه اشتباهی کردمو...

 دل تو رو شکستمو...

 نمی بخشم خودمو...

 جالا پشیمون شدمو...

 می خوام تو باشی پیشمو...

 حق داری نبخشیم...

 شرمنده تم،که ستاره داشتمو...

 دنبال اون می گشتمو...

 شاکی از این بودم که من...

 ستاره ای ندارم...

 ستاره بود تو مشتمو...

 تکیه می داد به پشتمو...

 احساسشو می کشتمو...

 احساستو می کشتم...

 

پ.ن:با تمام وجودم،تقدیم به تو نغمه ی من...اگر چه شعر خودم نبود،اما حرفاش همه حرفای من بود...

/ 1 نظر / 20 بازدید
لیلی

شــعر قشنگیه .. واقعا بعضی ترانه ها هستند آدم وقتی بهشون گوش میکنه فک میکنه انگار دارن حال خودشو بیان میکنن.. امیدوارم ستارت هرجا هست آسمونش همیشه روشن باشه