یاد ایام

دستم به قلم نمیره اینجا چون هیچ وقت قرار نبود این وبلاگ دنبال کننده داشته باشه..

از طرفی پا و نای رفتن هم ندارم و نمی تونم سیلوی عزیزم رو تنها بذارم..آخه عادت به

تنها گذاشتن ندارم..واقعن نمیتونم بگذرم ازش..

دل تنگم هم بیتاب نوشتن..اما برای تنهایی و سکوت و در خلوت..

نمیدونم باید چیکار کنم..مثه خیلی وقتای دیگه..

 

پ.ن:

این پست عکس نداره

این پست ویرایش نشده

چون این روزا بیشتر از همیشه برام بی اهمیته

این که پستم به نظر کسی خوش بیاد یا نه . .

/ 0 نظر / 7 بازدید