بن بست خاطرات

گفتند تو را بکشم،بن بستی کشیدم از خاطرات،خاطراتی که دوامشان طول همان بن بست بود...

آهای!مردن به سن و سال نیست!
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۸   کلمات کلیدی: خسرو شکیبایی ،رضا سعیدی ،جمشید مشایخی ،داریوش اسد زاده

شنیدی میگن "مردن به سن و سال نیست"؟من شنیده بودم ولی تا حالا به این وضوح ندیده بودم.هنرمندای عزیزی مثل داریوش اسد زاده و جمشید مشایخی هنوز در میون ما هستن(و انشا الله حضورشون تداوم داشته باشه) اما عمو خسرو و رضا سعیدی مثل پرنده پر زدن و از این دنیا رفتن در حالی که خیلی ها فکرشم نمی کردن این دو نفر به این زودی بار سفر ببندن.بعضی وقت ها بعضی نشونه ها کمک می کنن یه کم به خودمون بیایم،شاید این عکس هم یکی از همون نشونه ها باشه!یه نشونه برای به خاطر آوردن این که هر لحظه ممکنه غزل خداحافظی رو بخونیم،پس چه بهتر که غزل قشنگتری بخونیم و یادگاری های قشنگ تری رو تو این دنیا جا بگذاریم.می تونیم با هم مهربون تر باشیم،بدی هایی که در حقمون میشه رو راحت تر ببخشیم و هوای هم دیگه رو بیشتر داشته باشیم تا وقتی تو این دنیا نبودیم(120 ثال دیگه یا شاید همین 120 سانیه دیگه!)تصویر خوب تری ازمون به جا مونده باشه!
به یاد همه ی هنرمندا و عزیرای از دست رفته یه فاتحه . . .