بن بست خاطرات

گفتند تو را بکشم،بن بستی کشیدم از خاطرات،خاطراتی که دوامشان طول همان بن بست بود...

شبگریهتنهایی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٥   کلمات کلیدی: دلبرآمدگان ،جدایی

باز هم من و این پیوند ناگسستنی،باز هم شب و اشک و تنهایی...

چه پیوندیست میان من و اینان که هیچ گاه گسسته نمی شود؟

ای کاش جدایی نیفتد میانمان،اگر جدا شویم از این هم تنها تر می شوم...

تصور کن!جدا ز یار،بدون شب و اشک و تنهایی...

ولی نه!صبر کن!تنهایی که جدایی پذیر نیست...

خیالم راحت شد...

حتی اگر شب و اشک هم تنهایم گذارند،

با تنهایی هیچ گاه تنها نمی شوم...

تنهایی خیال می کنم با تو هستم...

مهم نیست شب باشد یا روز...

مهم نیست چشمانم خیس باشد یا خشک...

مهم این است در هر لحظه ی تنهایی،

خیال تو  انتظارم را می کشد ...