بن بست خاطرات

گفتند تو را بکشم،بن بستی کشیدم از خاطرات،خاطراتی که دوامشان طول همان بن بست بود...

برای چی واقعن؟
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٩   کلمات کلیدی: متن ادبی ،جدایی

 

برای چی گریه کنم؟برای اونی که رفته؟
یه خورده ناراحت میشم،اونم فقط یه هفته!

خیال می کرد اگه بره من خودمو می بازم
بعد دو روز با گل میاد بالا سر جنازه م

خیال می کرد اگه بره من یه شبه پیر می شم
یا اینکه از زندگی بدون اون سیر می شم

برای چی گریه کنم؟دنیا مگه چی داره؟
خیال بکن خدا داره سر به سرت می ذاره!

دنیا همه ش سه چار روزه،تازه اونم می گذره
یه روز اگه شادی باشه یه روز با غم می گذره

رفتی ولی شکر خدا زندگیمون می گذره
با اون گذشته بود ولی بدون اون می گذره

نمی دونست اگه بره هیچی عوض نمی شه
تو این زمونه هر کسی دنبال زندگیشه...