بن بست خاطرات

گفتند تو را بکشم،بن بستی کشیدم از خاطرات،خاطراتی که دوامشان طول همان بن بست بود...

خاطرات مرده
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٩   کلمات کلیدی: خاطرات

دوران بچگی همیشه دوست داشتم واسه ی یک بار هم که شده به مدت چند روز تعطیلاتمو تو یه همچین جایی و تو همچین خونه ای بگذرونیم،چند روزی شاد و بی خیال پارو بزنم قایقمو رو فارغ از اینکه زمان در حال گذره و آسوده از اینکه یه دنیای بزرگ و شلوغ در جایی نه چندان دور تر از من وجود داره.اما هیچ وقت قسمت نشد.به یادِ روز های کودکی و آرزو های بی حد و حصار اون روز های قشنگ . . .