بن بست خاطرات

گفتند تو را بکشم،بن بستی کشیدم از خاطرات،خاطراتی که دوامشان طول همان بن بست بود...

وصیت نامه ی حافظ
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۸   کلمات کلیدی: حافظ

 

من از آنکه گردم به مستی هلاک
به آیین مستان بریدم به خاک

به آب خرابات غسلم دهید
پس آنگاه بر دوش مستم نهید


به تابوتی از چوب تاکم کنید
به راه خرابات خاکم کنید


مریزید بر گور من جز شراب
میارید در ماتمم جز رباب


مبادا عزیزان که در مرگ من
بنالند جز مطرب و چنگ زن


تو خود حافظا سر ز مستی متاب
که سلطان نخواهد خراج از خراب

 

من که خیلی لذت بردم از این شعر،اتفاقی تو ماشین شنیدمش،فرامرز اصلانی خونده.خیلی زیباست،نه؟