بن بست خاطرات

گفتند تو را بکشم،بن بستی کشیدم از خاطرات،خاطراتی که دوامشان طول همان بن بست بود...

یه وقت هایی...
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٦   کلمات کلیدی: خدا

یه وقت هایی باید رفت،

یه وقت هایی اومد...

یه وقت هایی باید موند،

یه وقت هایی عبور کرد...

یه وقت هایی باید نشست،

یه وقت هایی پا شد...

یه وقت هایی باید حرف زد،

یه وقت هایی میون مولکول های اکسیژن سکوت رو رج زد...

یه وقت هایی انجام دادن یه کاری بهترین کار ممکنه،

یه وقت های گناهی در حد قتل عمد...

زندگی انعطاف پذیره،می دونی،می تونی هر جوری دلت خواست شکلش بدی،فقط تنها چیزی که نباید هیچ وقت فراموشش کنی و از دستش بدی چون انعطاف پذیری در موردش صدق نمی کنه وجود خداست،خدا رو هیچ وقت فراموش نباید کرد،روزی که خدا رو فراموش کنی،خودت فراموش می شی.

خدایا،کمکم کن هیچ وقت فراموشت نکنم،کمکم کن تا با یاد تو زندگی کنم،ای از رگ گردن به من نزدیک تر...کمکم کن صمٌ بکمٌ نشم...با تو پادشاه عالمم خدای من...کمکم کن...