بن بست خاطرات

گفتند تو را بکشم،بن بستی کشیدم از خاطرات،خاطراتی که دوامشان طول همان بن بست بود...

تغییر
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٢   کلمات کلیدی: دلبرآمدگان
 تغییر می کنم،
مانند کرم ابریشم
که دنیای تاریک خود ساخته را به تباهی می کشاند
پا به فصلی جدید می گذارد
و پا به پای زندگی،
زنده گی می کند
فارغ از آن که فصل جدید
شاید زمستان باشد . . .

تغییر می کنم،
مانند پروانه
که هر لحظه با جنبش بال هایش
گوشه ای از آسمان زندگی را رنگ می زند
تا فردا
در هوای خوشبختی پر باز کند
تا نقشی زیبا بر آینده اش بزند
نقشی به زیبایی بال های نقاشی شده اش
که یادگاری اند،
از دوست
و نشانه ای
از راهی که پیش روست
فارغ از آن که تعداد روز های عمر
شاید کمتر از تعداد خال های روی بال هایش باشد . . .

پر باز می کنم،
شربت شجاعت را سر می کشم،
و پرواز می کنم . . .
می خواهم،
پر و بالی زده و گرد و خاکی کرده باشم
فارغ از آنکه شاید،
بلندای کوه زندگی،
ماورای حد پروازم باشد . . .


علیـــــــ رضا
تقدیم به : کسی که زندگی ام را دستخوش تغییر کرد . . .