بن بست خاطرات

گفتند تو را بکشم،بن بستی کشیدم از خاطرات،خاطراتی که دوامشان طول همان بن بست بود...

سلامی به وسعت بن بست خاطرات
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٦   کلمات کلیدی:

می خوام بنویسم بازم..

اما دست و دلم نمیره..

یاد خاطراتی که اینجا ثبتشون کردم تنمو هنوز می لرزونه..

چقدر گذشت..!

چقدر جوونی کوتاهه..!

فردا ایشالا میرم کوه..

شاید بعدش اومدمو..

نوشتم..

بازم..